Blogger Template by Blogcrowds

هنر مداحي

۱۳۸۷ آذر ۲۲, جمعه

نشستي با سيدمهدي حسيني، سيدمحمدعلي باباميري، سيدمهدي ميرداماد، حامد حجتي
اشاره
محافل عزاداري حسيني هم‌واره بستري مناسب و فراگير براي نشر و ترويج تفكر شيعه بوده است و اين حقيقت در لابه‌لاي برگ‌هاي تاريخ، ماندگار است. از آن‌جا كه هيأت‌هاي مذهبي يكي از اركان جامعه شيعي ماست فرصت‌ها و تهديدها همواره در آن بازخواني مي‌شود. اين‌كه متوليان فرهنگ هيأتي به اين آسيب‌ها و آفت‌ها آشنا باشند، به يقين باعث خواهد شد در ارتباط با نسل امروز، نقش تأثيرگذارتري داشته باشند. بر اين اساس با جمعي از شاعران آييني و اهل بيت در دفتر نشريه نشستي داشتيم، نشستي كه به بازكاوي مسائل هيأت‌ها بپردازد. شايد نتوانيم حاصل تمام حرف‌ها و نظرات دوستان را در اين فرصت كوتاه تقديم كنيم. آن‌چه مي‌خوانيد فقط بخشي است از حرف‌هاي دوستان كه بيش‌تر به ركن مداحي هيأت‌ها پرداخته‌اند. اگر توفيق باشد بخش‌هاي بعدي اين ميزگرد را در شماره‌هاي بعد تقديم خواهيم كرد.
سردبير
سيدمهدي حسيني ( شاعر)
اگر كتاب‌هاي شعر مذهبي را تورق كرده باشيد، حتماً با اسم او آشنا هستيد. كارهاي ماندگاري از سيدمهدي حسيني در قاموس ادبيات آييني ما نقش بسته است كه حلاوت آن از بركت نام سيدالشهدا است. سيد مهدي حسيني علاوه بر شعر، در آموزش مداحي و فعاليت در اين حوزه تلاش‌هاي بسياري داشته و مي‌توان او را يكي از كساني دانست كه در حوزه مباحث مربوط به هيأت‌، مداحي و شعر صاحب نظر است.
سيدمهدي ميرداماد (مداح اهل بيت)
او را حتماً مي‌شناسيد. چند شماره قبل مصاحبه مفصلي با او داشتيم. صداي گرم، و ارائه نوآوري‌هايي بديع در مداحي از ويژگي‌هاي اوست؛ اين در حالي است كه بسيار متواضع و دوست‌داشتني است. سيد مهدي بسيار با تأمل حرف مي‌زند، سعي مي‌كند گمشده‌ها و آسيب‌هاي هيأت‌هاي مذهبي را با صداقت بگويد و براي تبديل كردن آن به فرصت‌هاي طلايي، بسيار كوشاست.
سيد محمد باباميري (شاعر)
يكي از كساني‌كه اين روزها شعرهايش را مداحان جوان بيش‌تر مي‌خوانند و شايد شما عزيز مخاطب با شعرهايش آشنا باشيد سيدمحمد باباميري است. حرف‌هاي شنيدني او و دغدغه‌هايش مي‌تواند سرآغاز حركتي نو و جديد در ادبيات آييني ـ هيأت‌ها و محافل مذهبي باشد.
هنر آييني، هنر مذهبي
حسيني
ارايه يك تعريف براي هنر آييني مشكل است اما مي‌توانيم زمينه‏ها، ويژگي‏ها و نشانه‌هايش را شناسايي كنيم و بر حسب آن نشانه‏ها ذهنيتي براي اين مخاطبان فراهم آوريم. در خودِ اين اصطلاح «هنر آييني» حداقل چند گزينه وجود دارد. اصولاًً هنر بايد برگرفته از دو گزينه باشد، انديشه و مهارت. تعهد، در انديشه جاري است، و البته به قول زنده‌ياد مرحوم حسن حسيني (در كتاب براده‌ها): «هنر بدون تعهد يا هنر براي هنر مثل اين است كه بگوييم نردبان براي نردبان» حالا اگر بخواهيم صفت آييني به آن اضافه كنيم در حقيقت تأكيدي است براي تعهدها، تعهدي كه از آن بحث مي‏كنيم همان گنجاندن باورهاي خاص است، اين در هنر آييني مجموعه‏اي از ذوق و فطرت، علم و انديشه، مهارت و تخصص است. اين‏ها شالوده‏اي است كه ما هم در ذهن پرورانده‌ايم و به صورت عيني در جامعه مي‏بينيم. البته قالب‏هاي ديگر هم هستند مثلاً نقاشي، خط، تعزيه، موسيقي كه درون‌مايه آييني دارند.
حجتي
يك بحث اين‏جا مطرح مي‏شود كه چرا هنر آييني؟ چرا نمي‏گويند هنر ديني؟ من برداشتم اين است كه كساني كه اين نام‌گذاري را داشته‌اند تعريفشان از آيين، چيزي فراتر از دين است. در اين صورت خيلي از هنرها در تعريف هنر آييني مي‏گنجند. حتي بعضي از سبك‏هاي هنري بخشي از هنر آييني است. يعني آيين خاصي را از جهت معنوي و مذهبي و فكري، ترويج مي‏كند. به هرحال وقتي كه مي‏گويند هنر آييني، يا شعر آييني، هميشه اين سؤال هست كه چرا نمي‏گويند هنر ديني؟
حسيني
يكي از اساتيد روي اين موضوع بحث كرده، اشاره داشته‌اند. ما به اين دليل مي‏گوييم آييني كه خيلي از موارد كه جنبه انساني دارد و ريشه در فطرت دارد، مي‌تواند هنر آييني باشد مثلاً شعري را كه نصيحت است، نكته اخلاقي در آن هست، با اين تعريف مي‏توانيم شعر آييني نام بگذاريم. بنابراين «شمول» فكر مي‏كنم مهم‌ترين دليل انتخاب اين واژه باشد اما از لحاظ اصطلاحي به اين معنا نيست كه اگر شعر مذهبي صرف بود ديگر شعر آييني نيست.
حجتي
اتفاقاً مقام معظم رهبري در ديداري كه با هنرمندان داشتند، فرمودند: هرجا كه يك حركت انساني ترويج مي‏شود آن حركت يك حركت ديني و انساني است، پس با اين حساب هنر ديني و آييني بايد مروج انسانيت باشد.
ميرداماد
من قبل از اين‌كه توضيحات دوستان را بشنوم وقتي بحث هنر آييني مي‏شد ناخودآگاه ذهنم سراغ مداحي مي‌رفت. ما در تعريف مداحي مي‌گوييم يك هنر آييني است ... به هر حال مداحي آييني‌ترين هنر است چرا كه ما در قالب خاصي حركت مي‏كنيم؛ يعني در دايره چهارده معصوم(ع) كار مي‏كنيم. ولي در قالب شعر شايد بشود بيش‌تر از اين‏ها كار كرد. علاوه بر اين‌كه مداحي هنر است و تقوا، خصوصاً در مداحي چشم‌گيرتر است به خاطر همين عرض مي‏كنم كه شايد مداحي در هنرهاي آييني جايگاه ويژه‏اي دارد.
باباميري
هر تفكر ماندگار در طول تاريخ از هنر استفاده كرده است. بحث آييني هم كه مي‏آيد در كنار اين قرار مي‏گيرد مسئوليت آن‌هايي كه هنرمند آييني هستند سنگين‏تر مي‏شود. در هنر آييني مسئوليتي كه به دوش ما مي‏افتد اين است كه چه‌كار كنيم كه با ابزار برّنده‏اي مثل هنر، اخلاقيات، نيكي‏ها و مسائل انساني را فراگير كنيم، تا هم دين را در بر بگيرد و هم آيين را. نكته اين است كه متأسفانه هنر، خيلي جاها در مقوله‏هاي آييني درست به كار گرفته نمي‌شود. به خاطر همين كاستي‌هايي به وجود مي‏آيد و اين ضعف كم‌كم بروز مي‏كند و مشكلاتي را به‌وجود مي‏آورد. به نظر مي‏رسد وقتي دين را با چاشني هنر معرفي نكنيم، شايد شبيه عقايد كهنه جلوه كند و ما هميشه در يك حد بمانيم. من فكر مي‏كنم اولين كسي كه آمد بحث هنر آييني را مطرح كرد هدف اصلي‌اش اين بود كه چه‌طور خوبي‏ها بماند، چه‌طور خوبي‏ها گسترش پيدا كند و جذاب‏تر جلوه كند، و براي آن‏ها كه مي‏خواهند اين را از زواياي مختلف نگاه كنند روز آمد باشد.
حجتي
هنر يك وسيله و فن است به عبارتي ديگر يك مهارت است كه هركسي بخواهد براي ترويج تفكر خودش از آن استفاده كند نياز به اين دارد كه ويژگي‌هايي را در آن رسوخ دهد. كساني كه كار مذهبي و ديني و آييني مي‏كنند در واقع دنبال اين هستند كه عقايد مذهبي خود و گرايش‌هاي آييني خود را با ابزار هنر سرايت دهند. وقتي مي‏گوييم هنر مذهبي يا آ‌ييني، ذهن آدم‏ها به سراغ سه چهار تا رشته بيش‌تر نمي‏رود كه از جمله آن‌ها مداحي است در حالي كه مداحي به نظر مي‏رسد يك هنر است و البته خيلي‌ها آن را هنر نمي‌دانند. تمام تعاريفي كه براي هنر مي‏شود در مداحي فراگير است. سوال اين‌جاست چرا خيلي‏ها در مصاديقي كه براي هنر مي‌شمرند به مداحي نمي‏رسند؟
مداحي يك هنر است
باباميري
فكر مي‏كنم علتش ابتدايي بودن مداحي در نيم قرن گذشته باشد. اگرچه مداحي در طول خوانندگي بوده است؛ خوانندگي به شيوه سنتي‌اش، و به اين علت است كه به عنوان يك هنر مستقل به آن نگاه نمي‏كنند.
حسيني
من اجازه مي‏خواهم به اين موضوع از نگاه خودم بپردازم طبق تعريفي كه ارائه كردم. گفتيم نشانه‏هاي هنر در مداحي هست. يك مداح از ادبيات و موسيقي استفاده مي‌كند. حتي از بداهه خواني كه در حقيقت ريشه در موسيقي دارد استفاده مي‌كند. شما وقتي صدايش را مي‏شنويد و نگاهي كه او به مستمع دارد و هنرهاي كلامي او براي جذب مخاطب، عنصر صدا سازي، براي تلقين عاطفي و تأثير گذاري، اين‏ها نشانه‏هاي هنر است. يعني شما وقتي مي‏خواهيد آواز كار كنيد، در اولين قدم مي‏گويند صداسازي كنيد. صدا را كه ساختيد، توانستيد صدا را متناسب با نياز مخاطب و متناسب با دستگاه‏هاي موسيقي پرورش دهيد، مي‌شويد خواننده. خوب اين يكي از جلوه‏هاي كار مداحي است؛ بنابراين مداحي هنر است. اما اين‌كه چرا مداحي را هنر نمي‏دانند، من فكر مي‏كنم ريشه در دو موضوع دارد، يكي اين كه مداحي يك هنر كاملاً آييني و مذهبي است. شما ريشه‌يابي كنيد مي‌بينيد چند سال عليه مذهب در ايران كار شده است. بنابراين يك دليل بي‌توجهي، يعني عوامانه جلوه دادن مداحي باعث شده كه در هنر بودنش شك كنند، چون اصالت آييني دارد. بنابراين، يك دليل اجتماعي سياسي فرهنگي دارد. نكته ديگر كه تأثيرگذار بوده است در حقيقت عوامانه شدن بعضي از مداحي‏ها است. يك عده از دوستان در اين عرصه وارد شده‌اند بدون اين‌كه آموزه‏هاي مداحي را دقيقاً بشناسند و آموزش ببينند و در كنار مهارت، صاحب علم و انديشه بشوند. يكي از نشانه‏هاي هنر اين است كه شما علم و انديشه را با هم داشته باشيد. اگر قرار باشد بر كسي تأثير بگذاري، بايد حرفي براي گفتن داشته باشي. يعني بايد باور داشته باشي تا بتواني كار كني، در حقيقت مداحي يك شكل عوامانه پيدا كرد البته در بعضي موارد نه هميشه. به همين خاطر شما مستمعان محافل مذهبي را دو گروه مي‏بينيد. يك عده فرهيخته‏ها هستند كه ممكن است يا پاي مداحي ننشينند يا جاهاي خاصي بروند، عده‏اي هستند پاي مداح خاص مي‏نشينند يا قالب‏ها و سبك‏هاي خاصي را مي‌پسندند. اين دو دستگي، خبر از اين مي‌دهد كه در حقيقت همان افراد كه ما آن‏ها را هنرمند مداح مي‏شناسيم به مداحي نگاه علمي نداشته‌اند، فقط يك مهارت را ياد گرفته‌اند.
ميرداماد
اگر بخواهيم موضوع را كامل‌تر كنيم، بايد بگوييم خود مداح‏ها هم در اين‌كه اين هنر است يا نيست مقصرند. خودشان هم هنوز به اين نتيجه نرسيده‌اند كه هنر است كلاس و ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد. من احساس مي‏كنم خود مداحان هم از جمله دلايلند، در نگاه اول ظاهراً قديمي‏ها خيلي قصيده‏ها و غزل‏هاي نابي در خواندنشان داشتند، اما خوب كه نگاه مي‏كرديد مي‏ديديد هيچ نوآوري در آن‌ها نيست. يعني ابتكار خاصي در آن وجود نداشت كه ذهن مخاطب معطوف به آن شود.
حسيني
يعني اين هنرگريزي كه شما مي‏گوييد، از طرف مداح‏ها بوده است، چون نسبت به هم بدبين بودند. يك عده از دوستان مداح ما، مداحي را كاملاً هديه آسماني مي‌دانند. يعني مي‏گفتند اين‌‌را به ما داده‌اند، الان متأسفانه، اين نگاه عوامانه‏اي كه در مداحي وجود دارد، در حقيقت دارد گريبان‌گير شعر هم مي‏شود. در واقع مداحي‏هاي قديم فاقد خلاقيت بوده است و بيش‌تر تعبدي و سينه به سينه بوده است. استاد جلسه يك چيزي را مي‌گفت شاگرد مي‌پذيرفت و اگر يك جايي هم خلاقيتي در ذهن يك انسان خلاق به وجود مي‌آمد تصور غالب اين بود كه به او حواله شده است، اما برعكس استاد «علي انساني» مي‌گويند من خيلي از شگردهاي هنري را دارم ولي هنوز جايي نگفته‌ام يعني براي خودش يك جاهايي كشف كرده و به عنوان گنجينه در قلبش به امانت سپرده است. حالا كجا قرار است عرضه كند؟ خدا مي‌داند.
حجتي
براساس اين تعريفي كه الان از هنر آييني وجود دارد و ما توانستيم مداحي را جزو هنر آييني بدانيم، بايد بگوييم سي سال پيش اين‌گونه تعريفي براي هنر آييني وجود نداشته است. يعني هنر براي هنر بوده است. همين الان كساني كه هنر آييني را مطرح مي‏كنند محكومند به اين‌كه هنر براي هنر را مطرح نمي‏كنند. در واقع اين از بركات انقلاب است كه تعريفي براي هنر آييني ايجاد شده كه ما امروز بتوانيم مداحي را به عنوان هنر آييني مطرحش كنيم، حالا وظيفه ما و كساني كه در اين قسمت كار مي‏كنند اين است كه براي اين هنر آييني تئوري داشته باشيم تا ديگر علي انساني‏ها، نگويند من يك شگردهايي در ذهنم مانده است. بايد درباره سبك‏هاي هنري در مداحي بحث شود، اين بحث‏ها خيلي جدي است، يعني ما الان در حوزه هنر مداحي نياز به اين داريم كه توليد علم كنيم. يك نهضت نرم‏افزاري داشته باشيم. مداح بايد يك هنرمند شيعه شناس باشد.
باباميري
چاره‏اي نداريم جز اين‌كه در اين عصر، مداحي را هنر بدانيم. چون كه الان مداحي بعد از انقلاب، تبديل شده به پايه يك حركت آرماني براي مردم ايران و حتي براي كل شيعيان، يعني ممكن است قبل از انقلاب در مجالس اهل‌بيت فقط يك گريه كردن و عرض ادب و ثواب بردن بود اما امروز هيأت تبديل شده به يك قيام بر ضد ناصالحان. در جريان انقلاب اين‌را ديديم كه از امام حسين(ع) شروع شد و به پيروزي رسيد. اگر ما اين مداحي را هنر ندانيم و اگر به صورت يك هنرمند به مداح نگاه نكنيم يك سري مشكلاتي پيش مي‏آيد. جوان امروز در جامعه‏اي زندگي مي‏كند كه به هر مقوله‏اي از دريچه هنر نگاه مي‏كند. ديگر آن موقع گذشته كه هرچه بگويي بپذيرد. پس ما ناچاريم به مداحي به عنوان هنر نگاه كنيم و مداح را هنرمند ببينيم.
آسيب‌شناسي مداحي
حجتي

چون بحث مداحي شده است مي‏خواهيم يك مقدار درباره مداحي صحبت كنيم. بد نيست اگر بعضي از آسيب‏هاي مداحي را بگوييم، گاهي از همين آسيب‏ها ضربه‏هايي به هنر مداحي وارد مي‌شود كه خيلي جبران‏ناپذير است. اين آسيب‏ها چيست و برايش چه كار بايد كرد؟ ما بايد براي مداحي يك دكترين جامع داشته باشيم. يك تئوري ناب. يك ساختار منظم. چه بسا نياز باشد كه جماعتي از مداح‏هاي هنرمند و روشن‌فكر، دنبال اين باشند كه طرحي براي اين كار بنويسند، مداحي به عنوان يك هنر قابل پذيرفتن است امروز ما وارد دوره تثبيت شده‏ايم. الان به هر كسي بگويي مداحي هنر است يا نه؟ مي‏گويد هنر است. در دوره تثبيت بايد به تعريف‏هاي ساختاري برسيم. ما براي اين‌كه راحت‌تر به اين تعريف‏ها برسيم بايد آسيب‌هاي اين كار را بررسي كنيم. بدون ترديد هنر مداحي يك هنر بسيار ارزش‌مند و عالي و به قول دوستان آييني‏ترين هنر است. چون محدوده مقدسي دارد اگر ما بتوانيم براي هنر مداحي، ساز و كاري مشخص داشته باشيم؛ مي‏توانيم يك جهت قابل توجهي به آن بدهيم. ولي اگر اين آسيب‏ها شناخته نشود و ما در واقع در گرداب تعريف‏ها و تمجيدها و بعضي اتفاقات حاشيه‌اي بيفتيم مثل خيلي از هنرها افت خواهيم كرد.
ميرداماد
وقتي آسيب‏ها مطرح ‏شود نقاط قوت هم شناخته مي‏شود. فكر مي‏كنم درست‏ترين بررسي هر مقوله‏اي خصوصاً در بحث هنر از آسيب شروع مي‌شود. اگر مثل نقد شعر و نقد سينما، نقد مداحي هم داشته باشيم مي‌تواند خيلي راه‌گشا باشد.
حسيني
بحث را بايد با اين سؤال آغاز كنيم كه آيا آن‌چه كه الان در دنياي مداحي مي‏بينيم واقعاً همان هنر آييني است كه تعريف كرديم يا نه؟ گفتيم هنر مهارت‏هاي خاصي دارد انديشه و ذوق و خلاقيت هم دارد. آسيب‌هايي هم كه مداحي را تهديد مي‏كند دوري از همين موارد است. اولين و مهم‌ترين آسيب، نگاه سطحي است. سطحي‌نگري در مداحي به نظر من بزرگ‏ترين ضربه‏ها را به اين هنر زده است. يك مداح اگر نگاهش به شعر، سطحي باشد يعني به شعر به عنوان يك ماده يك‌بار مصرف نگاه كند، يا به نوحه‏اي كه به عنوان مثال امشب فقط در شب شهادت امام جواد(ع) كارش را راه بياندازد يا قصيده‏اي كه از رو بخواند و مجلس را راضي كند، و به تبعات بعدي‌اش كار نداشته باشد، اين يك نوع سطحي نگري است. در سبك‏ها، وقتي سبك آناليز نشده باشد. در حقيقت خط قرمزها مشخص نشده باشد، در نتيجه كار به كپي‌كاري كشيده مي‏شود. در برنامه كودك سرودي را مي‏خوانند، دو روز بعد مي‌بينيم آقاي مداح براي فلان امام از روي آن سرود ساخته است، با همان سبك. اين در حقيقت هم كپي است و هم عوامانه بودن كار را نشان مي‏دهد. يعني يك لحظه تأمل نشده كه آيا اين مخاطبي كه با آن تعريف دارد تلويزيون را مي‏بيند مثلاً فلان برنامه طنز را يا فلان برنامه كودك را، اگر با آن نگرش، آن صدا و ترانه و سبك را در مجلس مداحي بشنود چه تعريفي مي‏كند. مداح چون به اين سؤال نرسيده جواب هم برايش ندارد و اصلاً فكر نمي‏كند كه بر مخاطب چه تأثيري دارد. يا شخصي كه پاي نوارهاي آن طرف آب نشسته، الان مي‏آيد در مجلس، همان سبك را دارد با مضامين ديگر مي‏شنود. يعني ما هدفمان را گم كرده‌ايم، براي چه مي‏خوانيم، براي اهل‌بيت يا راضي كردن مستمع؟ به چه قيمتي؟ ابزاري كه استفاده مي‏كنيم چيست؟ سبك، درست است؟ شعر، دقيق است؟ نتيجه‏اش چيست؟ اگر مداح مطالعه و تأمل نداشته باشد و تحليل نكند، سطحي‌نگر مي‏شود، فكر مي‏كند فقط بايد روضه بخواند و مردم گريه كنند. خوب هدف شد روضه خواندن، هدف شد گرياندن، آن‌وقت هدف ما ديگر سطحي مي‏شود. شاعر هم همين‌طور. خيلي از شاعرها تحت تأثير مداحان شعرهايي را ساخته‌اند كه كاملاً شخصيت ائمه را زير سؤال برده است، چون سطحي بوده است. يعني مي‏خواسته به شكلي مجلس را بتركاند! گريه بيندازد ديگر نگاه نكرده اين اتفاقات به چه قيمتي؟
ما بايد فضائل خواني ‏كنيم. بله ما با روضه‏ها گريه مي‏كنيم. مادرانمان با روضه و گريه به ما شير داده‏اند اما واقعيت اين است كه اصل مداحي كه هدفمند است به خاطر عوامانه شدن كار فراموش شده است، گاهي مدح‏ها كلي است، هيچ خط سيري از ائمه به ما نشان نمي‏دهد، تقصير شاعر هم هست هميشه تقصير مداح نيست. منِ شاعر، بايد شعري بسازم كه مداح را به سمت فضائل‌گويي ببرد. در حقيقت در شعر بايد كدهايي بدهم. من بعضي وقت‌ها از خودم سؤال مي‏كنم چرا مرحوم شهريار شعرِ «علي اي هماي رحمتش» گل كرده است، شعر خيلي هنري نيست، شما خودتان اهل فن هستيد، من احساس مي‏كنم چون دقيقاً ذره‏بين گذاشته روي فضائل مولا:
به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل منچو اسير توست امشب به اسير كن مدارا
باباميري
شاعر و مداح دست به دست هم مي‏دهند تا مجلس را به گونه‏اي اداره كنند. هدف سطحي داشتن چيست؟ يك سري از تفكرات ضعيف كه برگرفته از بعضي رواياتي است كه معلوم نيست سندش چيست و كجاست. پس اخلاص كجاست؟ اشك براي امام حسين اين‌قدر فضيلت و ثواب دارد علتش اين است كه براي منِ بچه شيعه اگر روزي شرايطي پيش بيايد كه براي امام حسين پيش آمد من هم همان وظيفه را ايفا كنم، اين مجلس راه را به من نشان مي‏دهد، ولي ما آمديم اين تفسيرها را از مجالس جدا كرديم تا عوام پسندتر شود. ما مسائل حاشيه‏اي را آن‌قدر بزرگ كرديم كه اصلاً متن در آن گم شده و به آن خيلي توجهي نمي‏شود.
حسيني
بحث بي‌ساماني در مداح بحث مهمي است؛ دلايل آن هم به چند چيز بر مي‌گردد. اول اين‌كه مداحي علمي نيست، ذوقي است. يعني هر كسي با سليقه و ذوق و دل خودش مي‏آيد. دوم اين‌كه متأسفانه تقوا در بعضي از دوستان نيست. من براي شما يك مثال بزنم، زماني آقاي انساني آمدند به يك جلسه و خيلي هم دوستان از تجربيات ايشان استفاده كردند. به عنوان كسي كه واقعاً در مداحي كار كرده و به عنوان يك هنرمند، نظرات او بسيار ارزش‌مند است. بعد از اين، ما بعد از مدتي براي يك جلسه ديگر به يكي از افرادي كه جوان‏تر از ايشان كه مشهور هم هستند و جوان‏ها هم خيلي ايشان را مي‏پسندند گفتيم شما هم بياييد صحبت كنيد. آقاي انساني هم قبلاً به اين برنامه آمده‌اند. اما اين بنده خدا نيامد با اينكه ايشان از لحاظ سن و تجربه شاگرد آن استاد حساب مي‌شود. بعد به اين نتيجه رسيدم كه اگر در مداحي يك ذره شهرت به آن فضيلت‌هايي كه خودشان دارند بچربد يا در حقيقت اگر توازن به هم بريزد هيچ قاعدة‏ ديگري را پذيرا نيست. يعني اگر بنده به اندازه دانشم تواضع داشته باشم لااقل حرف حساب ديگري را مي‏پذيرم. تقوا، چاشني كار است. در هر رده‏اي در هر موقعيت اجتماعي، معيار ما تقوا است. اگر بنده به عنوان سپر بلا اين تقوا را نداشته باشم در هر كاري در اوج فضيلت هم باشم مشكل پيدا مي‌كنم. اين‌كه مرحوم امام فرمودند اگر علم توحيد هم باشد، اگر تقوا در كار نباشد به درد نمي‏خورد ريشه در همين حرف است.
باباميري
يكي از علل‌ ديگر مي‌تواند اين باشد كه انسان را به جايي مي‌رسانند كه ديگر جرأت نقد كردن از بين مي‌رود. هر جا كه مي‏روي، مهري رويش مي‏زنند كه انسان جرأت نمي‏كند از آن‌جا پايش را جلوتر بگذارد. مثلاً مي‏گويند آقا امام حسين اين طوري خواسته اگر شما مخالفت كني با امام حسين در مي‏افتيد. چيزي مي‌خوانند يا حرفي مي‌زنند كه نبايد بزنند بعد با يك كلمه «حواله شده» همه چيز را به هم مي‏ريزند. باب هر گفت‌وگو و اعتراض و نقدي را مي‏بندند. ضمن اين‌كه اگر برويد جلو با افكار عمومي روبه‌رو مي‏شويد. يا مثلا مي‌گويند اگر اين‌‌طور نباشد دهانم قفل شود يا مي‌گويند كربلا بودم و به امام حسين(ع) گفتم اگر اين روضه دروغ است همين جا لال شوم، چون لال نشدم پس درست است. من فكر مي‏كنم كه همين تفكر يا به عبارت ديگر سوء استفاده از تعبد مستمع، باعث عدم پيشرفت مي‏شود. در حالي كه بايد سيره اهل بيت را با مدرك و دليل بپذيريم.
ميرداماد
بعضي وقت‏ها مي‏گويم بياييم يك اساسنامه بنويسيم يا كميته انضباطي تشكيل بدهيم، ولي يك لحظه به خودم نهيب مي‌زنم كه آيا با اين كار، تقدس اين مداحي پايين نمي‏آيد. ما مي‏توانيم با اين كار خواننده را تنبيه كنيم. مثلاً بگوييم يك دهه محرم را نبايد بخواني. ولي باز فكر مي‏كنم و آخرش به اين حرف شما مي‏رسم كه اين‌كار صاحب دارد و ارباب دارد و اگر واقعاً بي‌تقوايي باشد خودش نمي‌گذارد رسوخ كند والبته هنوز در اين مانده‌ايم كه براي اصلاح اين حركت چه بايد بكنيم.
حسيني
قرآن مي‌فرمايد: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم» بنده و شما كه مي‏دانيم اين كار اشتباه است. اولاً بايد برويم سراغ امر به معروف و نهي از منكر. آن هم با روش خودش. يكي از دلايلي كه اين مسائل پيش آمده دقيقاً برخوردهاي عوامانه با مسأله مداحي بوده است.
ميرداماد
مي‏خواهم اين‌‌را بگويم كه ما الان به چه كسي بگوييم كه مداحي را سازماندهي و ساماندهي كند؟ بايد تعريف خاصي باشد، اصلاً اين مسأله را جامعه نمي‏پذيرد.
تعصب؛ آسيب دوم
حسيني
دومين مشكلي كه در آسيب‏شناسي مداحي مورد نظر داشتم و تلويحاً دوستان اشاره كردند بحث تعصب و نتايج آن است. اولين نتيجه بدي كه دارد اين است كه مداح دور از نقد است. فقط طيب الله به او مي‏گويند چون نوحه‌خوان امام حسين است. مي‏گويند نفسش را امام حسين عنايت كرده. به او نمي‏گويند چرا اين‌جا را اين‌ جوري خواندي؟ اين است كه امنيت خاطر براي مداح وجود دارد مي‏گويد من كه اين همه خواندم كسي به من چيزي نمي‏گويد، پس مي‌توانم هر شكل دلم بخواهد عمل كنم و اين باعث مي‌شود كه قداست مداحي در پيش افراد فرهيخته زير سؤال برود. يعني آن شخصي كه مطالعه دارد مي‏فهمد كه اين كار با آموزه‏هاي علمي و ديني ما سازگار نيست. مداحي كه به عنوان يك رسانه دارد اهل‌بيت را تبليغ مي‏كند اگر در رفتار و گفتارش، متّصف به فضائل نباشد، زود مشخص است، و اين همان سطحي‌نگري است. ما بايد بدانيم مجالس مداحي در حقيقت پايگاه تبليغ ماست و شما حتماً متوجه شديد و خبر داريد، كه سازمان سيا به اين نتيجه رسيده كه بايد روي هيأت‏ها برنامه‌ريزي كند، الان بعضي از جناح‏ها روي هيأت‏ها سرمايه‌گذاري مي‏كنند و ما غافل هستيم. چرا؟ به دليل اين‌كه كارمان از لحاظ علمي ريشه ندارد. آقاي ميرداماد! شما به عنوان مداح يك كتاب علمي درباره مداحي به ما معرفي كن. نيست. واقعاً جاي تأسف دارد.
ميرداماد
آيا مي‏شود اين بي ساماني‌ها را اصلاح كرد؟
حسيني
بله مي‏شود. دو راه دارد. يكي اين‌كه روي جوان‏ها سرمايه‌گذاري كنيم. يعني ما فرهنگ ايجاد كنيم براي ده سال ديگر. راه دومش اين است كه افرادي كه الان واقعاً در اين دوران هستند پا روي هواي نفسشان بگذارند و اشتباهات را بپذيرند، حتي اگر به ضرر خودشان باشد. البته دلايل ديگر هم وجود دارد مثلاً يكي از چيزهايي كه بسيار در جريان مداحي امروز تأثير منفي گذاشته است صدا و سيما است. يعني سيماي جمهوري اسلامي، گاهي يك مداحي را پخش مي‏كند فقط براي اين كه برنامه شب شهادتش پر شود، بدون تحقيق، يك مداح نوجوان را مي‏آورد كه شعر را غلط مي‏خواند، آمادگي ندارد از روي كاغذ مي‏خواند. بگذاريد يك خاطره بگويم. با لشكر رفته بوديم اردوي نظامي، برنامه مستقيم راديويي داشتيم. متن مي‏نوشتيم و گوينده مي‏خواند و پخش مي‏شد. دم ظهر شد و ما گفتيم يكي از بچه‏هاي رزمنده كه در مانور هست به صورت زنده قرآن تلاوت كند، يكي از مسئوليني كه در پخش مستقيم بود گفت به هيچ وجه امكان ندارد بايد تلاوت قرآن در شوراي تلاوت بررسي شود اگر مناسب بود پخش شود. ما مي‏بينيم در برنامه مستقيمِ مداحي بدون آن‌‌كه مداحي برررسي شود پخش مي‏شود آن هم روضه‏هاي دروغ، يك نفر هم اعتراض نمي‏كند. يعني واقعاً يكي از مشكلات ما اين است كه صدا و سيما اصلاً روي اين موضوع حساسيت نشان نمي‏دهد يا مثلاً حج و زيارت، اين همه در مورد روحاني و معين كاروان حساسيت نشان مي‏دهد و امتحان مي‏گيرد و پرونده درست مي‏كند و ناظر مي‏گذارد. بايد براي مداح‏ها هم همين كار را بكند. حساسيت نشان دهد. بنابراين بايد فرهنگ سازي كرد براي ده سال ديگر. اين فضاها بايد فراهم شود و الحمدلله زمينه‌هايش هست. همين جلسه‏اي كه شما گذاشتيد به نوعي مي‏تواند زمينه‌ساز باشد.
حجتي
در بحث آسيب‏هاي مداحي، كليدي‏ترين مباحث در اين دو قسمت هست. ما بايد چه كار كنيم، آيا اين روند اصلاح‏پذير است يا خير؟ اولاً در خود مداح‏ها بايد نياز به اصلاح احساس شود به هر حال مداحي نياز به اين دارد كه طرحي برايش نوشته شود. اصلاً هم قرار نيست كه كسي محدود شود. اتفاقاً قرار است همه چيز سامان بپذيرد. الان ما در مرحله‏اي هستيم كه هيچ كسي هيچ ساز و كاري براي اين‌كه كسي چگونه مداح شود ندارد. امشب مي‏نشيند نوار مداحي را گوش مي‏دهد و يادداشت مي‏كند و فردا در مدرسه‌شان مي‏خواند، مي‏شود مداح اهل‌بيت. در حالي‌كه در تمام مشاغل و رشته‌ها، هركسي مي‏خواهد به يك مرحله‏اي برود بايد چيزهايي را بگذراند. مي‏خواهد معلم شود بايد دوره‏اي را بگذراند، مي‏خواهد معمم شود بايد يك سطحي داشته باشد، بالاخره بايد براي اين قسمت از مداحي فكري اساسي شود.
باباميري
ما داريم از بعضي از اشتباهات خودمان با تعصب دفاع مي‏كنيم و هر گونه صداي مخالفي را خفه مي‏كنيم. به نظر من اين افراط و تفريط و تعصب‏هاي بي‌جا باعث شده كه ما در خيلي از جاها در جا بزنيم. عقب بمانيم و حتي زمين بخوريم. صدمه اين بي‌توجهي اول متوجه دستگاه امام حسين(ع) است و بعد خودمان. مثلاً چرا به مداح اهل‌بيت گير دادي؟ چرا آن بنده خدا با يك اخلاصي شعر گفته تو در ذوقش زدي؟ دست امام حسين مي‌آيد و حنجره‌ات را مي‌گيرد. حتماً امام حسين بايد بيايد به خوابت و تهديدت كند تا از اين كارها دست برداري! اين‌ها حرف‌هايي است كه ما كم و بيش مي‌شنويم. حالا بايد ببينيم دليلش چيست؟ يك عده كساني كه مي‌خواهند روي افكار مردم موج سواري كنند و منافع خودشان را پيش ببرند و حاكميت خودشان را بر جريان مداحي ادامه بدهند به اين‏ها دامن مي‌زنند. آن‌ها مي‌گويند ما قائم مقام امام حسين هستيم و هر چه مي‏گوييم بايد بگوييد چشم، و يا اين كه نه واقعاً از خارج از مرزها دارد هدايت مي‏شود، مي‏خواهند ما را قوم بدون تفكر و دگم معرفي كنند. تا بعد بتوانند از آب گل آلود ماهي بگيرند.
نقاط قوت مداحي امروز
حسيني

مداحي امروز و ديروز اگر بخواهيم در يك جمله خلاصه كنيم عرصه افراط و تفريط است. يعني بعضي از بزرگان قديم هم دچار افراط بودند، افراط در مورد مداحي امروز، تفريط در مورد نوع مداحي خودشان. امروز هم مداحي جوان در حقيقت ـ اگر اين تعبير درست باشد ـ دچار همان افراط و تفريط است. يعني با تشكيك به مداحي گذشته نگاه مي‏كند. بعضي از آن‏ها را قبول ندارد. به جلسات آموزشي پشت مي‌كند. اما يك سري چيزهايي را هم از مداحي‏هاي قديم گرفته است كه همان‏ها نقاط قوت است. ببينيد ما در بسياري از افرادي كه امروز جوان هستند و مداحي مي‏كنند و دارند صاحب سبك هم مي‏شوند در حقيقت تنوع وزن‏هاي مختلف شعري را در مداحي‌شان مي‏بينيم، و اين تنوع وزن‏ها در حقيقت در سبك‏هاي مداحي‏شان نفوذ و جلوه پيدا كرده است، از اين جهت اگر شما يك آمار بگيريد در قياس با وزن‌هايي كه قديم استفاده مي‏شده است، مي‌بينيد بسيار متنوع است. دومين نكته‌اي كه در مداحي امروز زياد ديده نمي‏شود ولي وقتي كه ديده مي‏شود واقعاً خوب جلوه مي‌كند قصيده خواني است. يكي از اعتراضاتي كه قديمي‏ها و بزرگان و پيشكسوت‏ها دارند اين است كه چرا جوان‏هاي امروز قصيده خواني نمي‏كنند. البته قصيده در مداحي به معناي شعر بلند است و ريشه در اين پيام دارد كه مداح به جاي اين‌كه حرف بزند بايد شعر بخواند. اگر در كتاب‏ها مي‏بينيد نوشته، قصيده در ميلاد حضرت ابوالفضل ولي قالب مثنوي است مقصود همين است منظور ما هم تسامحاً از اين قصيده خواني همين كاربرد شعر بلند است. اگر مداح قصيده مي‏خواند بايد شعر را حفظ هم باشد. اين‌را من در بعضي از مداح‏هاي جوان ديدم كه واقعاً يك نكته قوت است و ريشه در سنت قديمي‏ها دارد و خدا كند كه اين سنت زنده بماند. نكته بعد اين‌كه اگرچه ما رديف خوان در جوانان مداح كم داريم اما آن‌ها از موسيقي بهره‏هاي خوبي مي‏برند. در سبك‏ها تنوع موسيقي خيلي مي‏بينيم. البته گرايش سبك‏ها عاطفي است بر خلاف قديم كه حماسي بوده است. نكته آخر اين‌كه ما در مداحي قديم، مديحه‌خواني و مرثيه‌خواني داشتيم. مناجات‌خوان داشتيم اما به مناجات خوان مداح نمي‏گفتند، مناجات خوان كارش فقط مناجات خواندن بود، اما امروزه خوشبختانه مداحان جوان اهل دعا خواندن و اهل مناجاتند يعني پيوند بين اين قالب‏ها در مداحي امروز ايجاد شده و اين يك نكته قوت است.
باباميري
از نقاط قوت هنر مداحي يكي تعدد مداح است، در قديم اين طور نبوده در يك شهر چند تا مداح باشند ولي امروز ما حضور وسيع مداحان را در شهرها مي‌بينيم، نكته ديگر رونق جلسات هفتگي است كه مداح‌ها باني آن هستند. نكته ديگر هم جسارت است. وقتي كه جوان آمد روي صحنه، اين جوان خواه ناخواه تفكرات نو دارد و از آن حالات جمود و خمودگي كنده شده و به يك نوگرايي رسيده است. وقتي انسان پا به سن مي‏گذارد يك مقداري محافظه‌كار مي‏شود و احتياط مي‏كند و جوان‏ها هستند كه در آن‏ها جسارت رونق دارد. البته در كنار اين‏ها ممكن است آفت‌هايي هم باشد، از نقاط قوت ديگر اين كه مداحي هم جهاني شده است، بگذريم از مسائل اينترنت و ماهواره، كه تا دورترين نقاط بُرد دارد، رفته و نفوذ كرده است.
ميرداماد
بد نيست خاطره‌اي از جهاني شدن مداحي عرض كنم در فنلاند در جلسه‏اي ـ شايد بيست نفره ـ يك خانواده مشهدي بودند كه ده دوازده سال در فنلاند زندگي مي‏كردند برايم خيلي جالب بود، پدر و پسري كه خيلي ذوق زده شده بودند بعد از مجلس به من گفتند: سبك‏هاي شما براي ما خيلي جالب است، فكر مي‏كردم كه در حد تعارفات بعد از مجلس است، بعد ديدم پسر خانواده شعر «به كربلا اومدم...»، شعري كه ما تازه در ايران خوانده بوديم همه‏اش را حفظ بود برايم خواند. گفتم چطوري اين‏ها را حفظ مي‏كني و به دست مي‏آوري؟ گفت زنگ مي‏زنم ايران برايم مي‌فرستند.
باباميري
نقطه قوت ديگر مداحي امروز اين است كه قدرت انتخاب شعر بالا رفته است. شيوه‏هاي اداره جلسات مداحي نيز خيلي متفاوت شده است. گريزهاي نو، برداشت‏هاي مختلف مثلاً آقاي حداديان در روضه امام جواد(ع) يك گريز خيلي قشنگي زد و خطاب به امام حسن مجتبي(ع) ‏گفت: كه اگر شما همسرتان مسمومتان كرد يك پرستاري مثل حضرت زينب داشتيد، خوب اين برداشت‏ها و فكرها، در مداحي‏هاي قديم كم بود. مثلاً قديم همين كه به روضه امام رضا مي‌رسيدند و اين كه امام جواد از مدينه آمد سريع گريز مي‏زند به روضه حضرت علي اكبر، نمي‏دانم شايد صد سال است كه در ايران خوانده مي‏شود. اولين كسي كه اين كار را كرد يك حركت نو بود و بقيه همه تقليدي بود. اما الان تقريباً اين گريزها و برداشت‏هاي خوب به روز است. اين به خاطر اين است كه ميدان رقابت پيش آمده است و باز بحث جوان شدن مداحي است.
نكته بعد تنوع در خودِ مجلس است؛ قديم يك روضه مي‏خواندند و بعد يك نوحه و آخرش هم رو به قبله يك ذكر مي‏گفتند «سقاي دشت كربلا ابوالفضل» و همه مي‏نشستند لباس‌هايشان را مي‏پوشيدند. اما امروز مي‏بينيم با روضه شروع مي‏شود و بعد نوحه، واحد، كم كم

0 نظرات:

ارسال یک نظر