منابع مقاله:
فرهنگ عاشورا ، محدثی، جواد؛
ای رفته سرت بر نی،وی مانده تنت تنها
ماندی تو و بنهادیم ما سر به بیابانها
ای کرده به کوی دوست،هفتاد و دو قربانی
قربان شومت این رسم،ماند از تو به دورانها (1)
سر بی تن که شنیده استبه لب آیه کهف
یا که دیده استبه مشکات تنور آیه نور؟ (2)
بر نیزه،سری به نینوا مانده هنوز
خورشید فراز نیزهها مانده هنوز
در باغ سپیده،بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز (3)
زان فتنه خونین که به بار آمده بود
خورشید«ولا»بر سر دار آمده بود
با پای برهنه دشتها را زینب
دنبال حسین،سایهوار آمده بود (4)
روزی که در جام شفق،مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزهها گل کرد خورشید
شید و شفق را چون صدف در آب دیدم
خورشید را بر نیزه،گویی خواب دیدم
خورشید را بر نیزه؟آری این چنین است
خورشید را بر نیزه دیدن،سهمگین است
بر صخره از سیب زنخ،بر میتوان دید
خورشید را بر نیزه کمتر میتوان دید (5)
پینوشتها
1-جودی.
2-نیر تبریزی.
3-محمد پیلهور.
4-حسین اسرافیلی.
5-علی معلم.
0 نظرات:
ارسال یک نظر