منابع مقاله:
فرهنگ عاشورا ، محدثی، جواد؛
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید
حاتم ز قحط آب،سلیمان کربلا (1)
بسیار گریست تا که بی تاب شد،آب
خون ریخت ز دیدگان و خوناب شد،آب
از شدت تشنه کامیات،ای سقا
آن روز ز شرم روی تو آب شد،آب (2)
آب،شرمنده ایثار علمدار تو شد
که چرا تشنه از او اینهمه بیباک گذشت
بود لب تشنه لبهای تو صد رود فرات
رود بیتاب،کنار تو عطشناک گذشت
بر تو بستند اگر آب،سواران سراب
دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت (3)
پینوشتها
1-محتشم کاشانی.
2-سهرابی نژاد.
3-نصر الله مردانی.
1-محتشم کاشانی.
2-سهرابی نژاد.
3-نصر الله مردانی.
0 نظرات:
ارسال یک نظر