پدیدآورنده: حامد حجتی ،
گزارش
به بهانه برگزاری یازدهمین شب شعر عاشورا - شیراز
اول
عاشورا به عنوان تاریخسازترین واقعه حیات بشری همیشه و همهجا مورد توجه عموم مردم به ویژه شیعیان دلسوخته بوده است و الگوپذیری از این واقعه در هر زمان و مکان مشهود است، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر سیاسی این حادثه چنان شوری در میان عالم اسلام به وجود آورده است که تا امروز تمام حرکتها وامدار آن ظهر عطشخیز هستند. این حقیقتبر همگان روشن است که این حرکت تاریخی از ابعاد گوناگون قابل بررسی است; تاثیر عاشورا بر انقلابها، تاثیر عاشورا بر رفتارهای اجتماعی، تاثیر عاشورا بر پدیدههای فرهنگی و ... در این میان یکی از متاثرترین گروههایی که شاید عاشورا و فرهنگ ناب آن باعث جهش سطح کیفی و کمی کارهای آنان شد «هنرمندان» بودند. اهل هنر با این پدیده به عنوان یک سوژهای که هیچگاه کهنه نمیشود برخورد میکنند. این تاثیرپذیری بخصوص در بعضی شاخههای هنر ایرانی آنقدر گسترده است که بیان و بررسی آن مجالی فراتر از این چند خط میخواهد. اما با یک نگاه گذرا باید این مطلب را به ذهن سپرد که مثلا تعزیهخوانی از نوع هنرهای نمایشی است که روز به روز در بین روشنفکران غربی به عنوان یک نمایش بومی و اصیل جای خود رابیشتر باز میکند و از طرفی تمام مراد آن بیان مصائب و وقایع روز عاشوراست. تعزیهخوانی اگر چه در حال حاضر به دلیل روزمرگی از رونق افتاده است اما آنقدر در زندگی مردم ایران جاری بوده است که برای هر روز از 365 روز سال تعزیه و مصیبت داشتند به هر حال پرداختن به این مقوله بسیار دقیق و در عین حال شیرین است که به نوشتههای بعد موکول میکنیم (انشاءالله).
از سویی تاثیر جاری عاشورا بر زلال ذهنهای شاعران دلسوخته منظومههایی را آفریده است که بیشک ماندگارترین ابیات شاعران پارسی از این دستشعرها هستند. شعر با چشمداشتبه این واقعه عظیم و آن شور شیعی که همراه شعور علوی آمیزهای از عشق و عرفان را به وجود آورده به سرودن ابیاتی نایل آمدند که تا ابد تاریخ از آن بیتهای جوشان سیراب میشود.
دوم
شعر مذهبی ایران که از افتخارات ادبی ایران در سراسر جهان است از همان سالهای آغازین رشد و بالندگی ادبیات به چشم میخورد، این روند ادامه مییابد تا با دوازده بند محتشم کاشانی به اوج خود میرسد. محتشم که شالوده قرنهای شعر و شعور استبا کمک از خود صاحبان عاشورا و با مطالعه آثار شاعران پیش دستبه سرودن شعری میزند که چنان شور در ابیات آن نهفته است که تا امروز هنوز حرارت آن بر در و دیوار مجالس عزای ما دیده میشود.
باید به آنان که اعتقاد دارند نوحه، روضه و در مجموع شعر مذهبی جزء ادبیات ما نیستند و معتقدند نوحهسرایی یک مقوله کوچهبازاری است، گوشزد کرد که ادبیات ایران فقط در تغزلهای عارفانه حافظ، زیبای کلام بیدل، استقامتخاقانی و ریزبینی صائب و مولانا و ... خلاصه نمیشود. نوحهگری و مصیبتسرایی یکی از آفاق روشن ادبیات ماست و به هیچ وجه نمیتوان آن را از ذهن مردم پاک کرد. در این که بعضی نوحهها ضعیف و یا قوی هستند هیچ شکی نیست همانطور که در شعر کلاسیک، نو، سپید و ... هم همینطور است.
شعر انقلاب با جهشی عظیم به سوی ایدهآل مخصوصا در شعر جنگ شاعران جوان را که تا آن زمان حلاوت ناب اسلام محمدی را کاملا نچشیده بودند بر آن داشت تا شعر مذهبی همپای شعر جنگ پیش برود و امروز واژه باران غزلها، مثنوی، دوبیتیها و رباعیهایی باشیم که جز از روح صیقلخورده و شفاف شاعران انقلاب از کسی بر نمیآید.
سوم
حرکت انقلاب اسلامی و پیروزی آفتاب بر شب منشا تحولات عظیم و شگرفی شد. گروهی از جوانان ادب دوست و مخلص که میدیدند در سطح کشور با هر نیتی شب شعر بر پا میشود روح مذهبی، شیعی و بیقرارشان بر آن شد تا با برپایی شب شعری مذهبی اقدام تازهای را در سطح جامعه آغاز کنند.
اولین «شب شعر عاشورا» سال 65 در شهر شعر، شیراز را آسمانی کرد. از همان سالهای ابتدایی آغاز کار این حرکت عمیق با اقبال و استقبال عمومی روبرو شد. سه سال اول این شب شعر به موضوع عام عاشورا اختصاص داشت و از سال چهارم تا اکنون به موضوعهایی چون حضرت زینب، حضرت عباس، حضرت علیاکبر، حضرت علیاصغر، جون، مسلم، حبیب بنمظاهر و ... اختصاص یافته است.
این نوید را نیز به عاشقان ثارالله و وارثان ولایت آلالله میدهیم که امسال نیز این شب شعر با موضوع امام حسن پایهگذار قیام عاشورا در شهر شیراز برگزار میشود.
چهارم
بیحساب نیست که اگر خود را به جاری اشعار این شب شعرها بزنیم شعرهایی که بوی خون خدا از آن به مشام میرسد (این شعرها را از مجموعههایی که همین شب شعر چاپ کرده است انتخاب نمودهایم)
نماز ره عشق
چشمم از اشک پر و مشک من از آب تهی است
جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهی است
گفتم از اشک کنم آتش دل را خاموش
پر ز خوناب بود چشم من از آب تهی است
بر روی اسب قیامم، به روی خاک سجود
این نماز ره عشق است ز آداب تهی است ...
دست و مشک و علمی، لازمه هر سقاست
دست و مشک و علمی، لازمه هر سقاست
دست تو ز این همه اسباب تهی است
مشک هم اشک به بیدستی منمیریزد
بیسبب نیست اگر مشک من ازآبتهیاست...
سید شهابالدین موسوی
سید شهابالدین موسوی
آن نخل به خون تپیده را میبوسید آن مشک ز هم دریده را میبوسید خورشید کنار علقه خم شده بود دستان ز تن بریده را میبوسید
محمدرضا سهرابینژاد
محمدرضا سهرابینژاد
بغضی شکست اشکی از آتش فرو چکید آتش نه آه ... خون سیاوش فرو چکید ظهر وداع بود و عرق زیر چهرهها ظهر گلو بریدن احساس سهرهها ظهری که آب بر سپر عشق بسته بود ظهری که چشم علقمه در خون نشسته بود این شعر نیست جوشش یک باور است و بس این موج، موج خون علیاکبر است و بس اکبر هزار چلچله آواز عاشقی است اکبر هنوز زخم سرآغاز عاشقی است
نادر بختیاری
هلال روشنتر از متن سپیده صبوری این چنین را کس ندیده چه کرد آن لحظه لرزیدن عرش لبانت روی رگهای بریده
یدالله گودرزی
یدالله گودرزی
سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقتبعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جامی ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمیترین فریاد در چنگ سکوت
از طرازنغمه وا میماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بیسوار و بیلگام
در بیابانها رها میماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوی فتنهها میماند اگر زینب نبود
قادر طهماسبی (فرید)
قادر طهماسبی (فرید)
چو حرف از غربت دیرینه میزد نگاهم شعله در آیینه میزد غریبانه دل من نوحه میخواند دو دسته اشک نم نم سینه میزد
صادق رحمانی
از شبنم اشک گونههامان تر بود تشییع جنازه گلی پرپر بود از منبر دستها چو بالا میرفت در صحن حسینیه دل محشر بود
علیرضا قزوه
پنجم
از اینکه سعادت یافتیم گزارشی هر چند ناگویا از ده دوره گذشته شب شعر عاشورا تقدیمتان کنیم خدا را شاکریم و دستان دعای خویش را به بارگاه خدای حسین دراز میکنیم تا ما را نیز بپذیرد و به این جمع عاشقانه رهنمون شود.
این حرکتسازنده و عمیق را میستاییم و تمام قطرات اشکمان را که در محرم ه ساحتشرجی اباعبدالله تقدیم کردهایم به عزیزان شب شعر عاشورا میبخشیم.
سرخخوانیتان مستدام
0 نظرات:
ارسال یک نظر